طنز جنگ : همه با هم میخوابیم
همه با هم میخوابیم
تازه چشممان گرم شده بود كه يكي از بچهها، از آن بچه هايي كه اصلاً اين حرفها بهش نميآيد، پتو را از روي صورتمان كنار زد و گفت: بلند شيد، بلند شيد، ميخوايم دسته جمعي دعاي وقت خواب بخوانيم. هرچي گفتيم: « بابا پدرت خوب، مادرت خوب بگذار براي يك شب ديگر، دست ازسر ما بردار، حال و حوصلهاش را نداريم، اصرار ميكرد كه : فقط يك دقيقه، فقط يك دقيقه همه به هر ترتيبي بود، يكي يكي بلند شدند و نشستند. شايد فكر ميكردند حالا ميخواهد سورهي واقعهاي، تلفيقي و آدابي كه معمول بود، بخواند و به جا بياورد، كه با يك قيافه عابدانهاي شروع كرد : بسم اللـ....ه الرحمـ....ن الرحيـ....م همه تكرار كردند بسم الله الرحمن الرحيم ... و با ترديد منتظر بقيه عبارت شدند، چون دلشان راضي نميشد به اينكه براي يك دفعه هم كه شده او از خودش ادا و اصول درنياورد كه اتفاقاً اين طور هم شد. يعني بعد از بسم الله بلافاصله اضافه كرد :« همه با هم ميخوابيم» پتو را كشيد سرش، بچهها هم كه حسابي كفري شده بودند بلند شدند و افتادند به جانش و با يك جشن پتو حسابي از خجالتش در آمدند.
برگرفته از شوخ طبعی های جنگ /// سایت صبح