بسته شعر درباره ی مولا علی علیه السلام
مگر اين وادي دارالجنون است *** كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت
نسيمي غنچه اي را باز مي كرد *** به گوش غنچه كم كم يا علي گفت
چمن با ريزش باران رحمت *** دعايي كرد و او هم يا علي گفت
يقين پروردگار آفرينش *** به موجودات عالم يا علي گفت
دلا بايست هر دم يا علي گفت *** نه هر دم بل دمادم يا علي گفت
به هر روز و به هر شب يا علي گفت*** به هر پيچ و به هر خم يا علي گفت
خمير خاك آدم را سرشتند *** چو بر مي خواست آدم يا علي گفت
علي در كعبه بر دوش پيمبر *** قدم بنهاد وآن دم يا علي گفت
عصا در دست موسي اژدها گشت *** كليم آنجا مسلّم يا علي گفت
ز بطن حوت ، يونس گشت آزاد *** ز بس در ظلمت يم يا علي گفت
به فرقش كي اثر ميكرد شمشير *** شنيدم ابن ملجم يا علي گفت
مگر خيبر ز جايش كنده ميشد *** يقين آن دم علي هم يا علي گفت
*****************************************************************************
شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عاقلی فرزانه فرمود:
اگر دوزخ به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
اگر مهر علی در سینه ات نیست
بسوزی گر هزاران پوست داری
*****************************************************************************
در برج ولا مهر جهانتاب علی است
در شهر علوم سرمدی، باب علی است
از اول خلقت جهان تا محشر
مظلوم ترین شهید محراب، علی است
*****************************************************************************
آنجا که علی واسطه ی فیض خداست
برغیر علی هر که کند تکیه خطاست
با مدعیّان کور باطن گوئـیـد
آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟
منبع: http:\\www.ompc-velayat.blogfa.com
*****************************************************************************
یارب این ماه کدامین مه و امشب چه شب است *** که فلک غرق نشاط است، زمین در طربست
شد مگر چشم مه امشب به جمالی روشن *** کاین چنین خرم و تابنده و پر خنده لبست
آری از منظره ماه و کواکب پیداست *** که شب سیزده ماه شریف رجب است
گوش دل باز کن ای بیخبر از عالم غیب *** تا منادی دهدت مژده که امشب چه شبست
مژده جبریل امین از عرش برین *** که مبارک شب میلاد امیر عرب است
ذات اقلیم ولایت که همایون ذاتش *** مطلع نور حق و آئینه ذات ربست
مه خورشید و زمین و فلک و لیل نهار *** به ولای علی و آل علی منتسب است
علی عالی اعلی اسدالله که او *** گردش دایره کون و مکان را سبب است
با چنین جلوه که از پرده برون آمدهای *** که کنم جان به فدای تو نه جای عجب است
هر که با خط ولای تو رود در دل خاک *** فارغ از محنت و آسوده ز رنج و تعب است
در پی رزم پی کشتن روبه صفتان *** همچو شیریست که در حالت خشم و غضب است
نرسد شهد به شیرینی گفتار علی *** که کلامش چو درختیست که غرق رطب است
خلق را دوستی شاه ولایت روحی است *** که روان در تن و شریان و ورید و عصب است
دم فرو بند «رسا» قطره به پیش دریا *** عرض اندام نمودن نه طریق ادب است
(دکتر قاسم رسا)
*****************************************************************************
نوشته بر در فردوس کاتبان قضا *** نبي رسول و وليعهد حيدر کرار
ز نام اوست معلق سما و کرسي و عرش*** ز ذات اوست مطبق زمين بدين هنجار
علي امام و علي ايمن و علي ايمان *** علي امين و علي سور و علي سردار
علي عليم و علي عالم و علي اعلم *** علي حکيم و علي حاکم و علي مختار
علي نصير و علي ناصر و علي منصور *** علي مظفر و غالب علي سپهسالار
علي عزيز و علي عزت و علي افضل *** علي لطيف و علي انور و علي انوار
عليست فتح فتوح و عليست راحت روح *** عليست راحت روح و عليست کوه وقار
علي سليم و علي سالم و علي مسلم *** علي قسيم قصور و عليست قاسم نار
علي نعيم و علي نعمت و علي منعم *** علي بود اسدالله قاتل کفار
علي ز بعد محمد ز هر که هست به است*** اگر تو مؤمن پاکي بکن به اين اقرار
(منسوب به حافظ شيرازي)
*****************************************************************************
به جز از علي نباشد به جهان گرهگشايي *** طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلايي
چو به کار خويش ماني در رحمت علي زن *** به جز او به زخم دلها ننهد کسي دوايي
ز ولاي او بزن دم که رها شوي ز هر غم *** سر کوي او مکان کن بنگر که در کجايي
بشناختم خدا را چو شناختم علي را *** به خدا نبردهاي پي اگر از علي جدايي
علي اي حقيقت حق علي اي ولي مطلق *** تو جمال کبريايي تو حقيقت خدايي
نظري ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن*** تو که يار دردمندي تو که يار بينوايي
همه عمر همچو "شهري" طلب مدد از او کن *** که به جز علي نباشد به جهان گرهگشايي
(عباس شهري)
منبع : http:\\www.eteghadat.com